لالایی برای پسرم
لالایی هام یادت نره چه قدر برات قصه بگم دوباره خوابت ببره چقدر نوازشت کنم ... تا تو به باور برسی که این دو تا دستای منه ... تو اون روزای بی کسی وقتی که مامان قصه هات خم شده پیش روی تو .. و اگه چروک صورتم می بره آبروی تو ... لالایی هایم یادت نره . بذار برات قصه بگم دوباره خوابت ببره از روزا که مشت من با دست تو وا نمی شد تو خواب و بیداری تو هیچ کسی مامان نمی شد:(( اون که تو اوج خستگیش خنده رو لباش بودی .. شب که به خونه می رسید سوار شونه هاش بودی .. لالایی هایم یادت نره .. بذار برات قصه بگم دوباره خوابت ببره لالا لالا گلکم لالایی کن دلبرکم خواب پریشون نبینی ای غنچه بانمکم لالا لالا گلکم لالایی کن پسرکم چشماتو...


